تبليغاتX
جنبش دعوت از احمدي نژاد دانشجویان ارمانگرا
مباهله

رسول گرامی اسلام که از طرف خداوند یک مأموریت جهانی داشت، به منظور دعوت مسیحیان نجران، نامه ای به اسقف آن شهر نوشت و در ضمن آن نامه، آنها را به اسلام دعوت کرد به این مضمون که در صورت عدم قبول، یا باید جزیه دهند یا آماده جنگ گردند.
وقتی که نامه رسول خدا به دست اسقف رسید و از مضمونش مطّلع شد، ترس و وحشتی عظیم در دل او راه یافت و سپس با بزرگان قوم مشورت کرد، بنا شد که به دیدار رسول اکرم به مدینه بروند.
اسقف نصاری به همراهی یک هیأت شصت نفری به خدمت رسول خدا رسید و از آن حضرت سوالاتی کرد و پاسخهائی شنید که مفصّلاً در تواریخ ثبت است، اما از آنجا که حق پذیری، همراه مشکلات و محرومیتهایی است، مسیحیان بنای مجادله و مخاصمه گذاشتند که ناگاه فرمان خدای تعالی رسید که:
((فمن حاجّک فیه من بعد ماجاء ک من العلم فقل تعالوا اندع ابنا وابنائکم ونساتنا ونسائکم وانفسناو انفسکم ثم بنهتل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین ))؛ (سوره آل عمران آیه 61)
(هر گاه بعد از علمی که به تو رسید، باز کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخاستند پس به آنها بگو بیائید ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را دعوت کنیم و ما زنان خود را و شما زنان خود را و ما از نفوس خود و شما از نفوس خود دعوت کنیم.
آنگاه به مباهله برخیزیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) رسول خدا به دنبال فرمان الهی پیشنهاد مباهله دادند و نصارای نجران قبول کردند، پیامبر پیش از مباهله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را زیر عبای سیاه‌رنگی برد و این آیه را تلاوت نمود: ( انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و لیطهرکم تطهیراً)؛ (خداوند اراده کرده است که هر نوع پلیدی و ناپاکی را از شما دور کند و شما اهل بیت را پاک گرداند.)بامداد روز بعد در حالیکه انبوه عظیمی از مسیحیان جمع شده بودند، همه دیدند که رسول خدا کودکی را که همان حسین علیه السلام بود در آغوش گرفته و دست کودکی را که همان حسن علیه السلام بود در دست دارد و پشت سر او فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیهمالسلام در حرکتند 
مسیحیان پرسیدند: همراهیان رسول خدا کیانند؟
گفتند: دختر و داماد و فرزندان او هستند.
اسقف نصاری که مردی خردمند بود، به یاران خود گفت:
بخدا قسم من چهره هایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهها را متلاشی کند، درخواستشان رد نمی شود با این گروه مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و دیگر تا قیامت یک نصرانی روی زمین باقی نمی ماند.
سپس به رسول خدا گفتند:
ما با تو مباهله نمی کنیم. رسول خدا فرمود: پس اسلام بیاورید تا در نفع و ضرر مسلمین شریک باشید. آنها قبول نکردند تا بالاخره حاضر شدند هر سال دو هزار حله و سی عدد زره آهنی به عنوان « جزیه » به مسلمانها بدهند و در مقابل در پناه مسلمین، زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند که این مراتب در نامه ای رسمی بخط امیرالمومنین علیه السلام نوشته و سپس امضا شد. 
 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سردار در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت

صد طلبد

صد طلبد

داستاني غير واقعي و نقدي بر وضع سرويس هاي دانشگاه

يك روز از روز هاي اوايل ترم جديد  آقاي رئيس از آنجا كه خود را از جنس دانشجويان ميدانند براي آمدن به دانشگاه تصميم گرفتند از سرويس هاي دانشجويي استفاده كنند. به همين دليل نزديكاي ظهر به سه راه صمديه آمدند كه به صحنه جالبي بر خوردند: عده زيادي از دانشجويان از مذكر و مؤنث كنار خيابان منتظر آمدن سرويس بودند از سرويس هاي شركت قراردادي هم خبري نبود.آقاي رئيس هم مثل بقيه دانشجويان منتظر ايستادند تا بالاخره يكي از اتو بوس هاي سوپر دو لوكس شركت قراردادي رسيد از قضا راننده اين اتوبوس قهرمان داستان ما آقاي صد طلبد بود. درب اتوبوس به صورت اتوماتيك باز شد و دانشجويان به محض ديدن اتوبوس به سمت درب آن حمله بردند هنگامي كه  آقاي رئيس مي خواستند از پشت اتوبوس خود را به در برسانند راننده به اتوبوس گازداد و هر چه دود اگزوز بود به شلوار آقاي رئيس نشست. آقاي رئيس كه ديرشان شده بود و ممكن بود به جلسه شان نرسند به هر زحمتي بود سوار اتوبوس شدند وبه دنبال صندلي خالي تا اخر اتوبوس رفتند وقتي به بوفه رسيدند ديدند روي بوفه چند نفر از خانم هاي چادر نماي دانشگاه  نشسته اند و براي يك نفر هم جاي خالي وجود دارد آقاي رئيس از خير جاي خالي گذشتند وترجيح دادند تا دانشگاه روي پاي مبارك بايستند. دانشجويان هم كه تا آن وقت آقاي رئيس را نمي شناختند از صندلي خود نگذشتند. به محض راه افتادن اتوبوس يكي از دانشجو نماها سيگاري روشن كرد وبي اعتنا  به حقوق ديگران مشغول استعمال آن شد. آقاي رئيس متعجب به آن دانشجو نما و وضع اتوبوس نگاه مي كردند : صندلي ها به قدري به هم نزديك بود كه به زحمت مي شد روي آنها نشست پنجره ها وپرده ها كثيف بود در جلوي اتوبوس هم آقاي صد طلبد يك گاز پيك نيكي-يك ليوان- يك قندان و..... گذاشته بود وخود مشغول سيگار كشيدن و گوش دادن به راديو بود. آقاي رئيس تازه داشت با شرايط كنار مي آمد كه ناگهان صدايي او را به خود آورد يكي از دانشجو نماها باتلفن همراهش آهنگي گذاشته بود و رفقاي او نيز دست ميزدند آقاي رئيس به روي مبارك نياوردند و سعه صدر به خرج دادند. بيش از نيمي از راه گذشته بود وتقريبا اتوبوس داشت به سر بالايي هاي نزديك دانشكاه  مي رسيد كه ناگهان اتوبوس خاموش شد. آقاي صد طلبد به پايين رفته و همگان مطلع شدند كه اتوبوس خراب شده است. آقاي رئيس كه ده دقيقه اي از وقت جلسه اش گذشته بود ناراحت وعصباني به اقاي صد طلبد گفتند:اين چه وضعشه من جلسه دارم. آقاي صد طلبد كه آقاي رئيس را نمي شناخت با لحني تند و الفاظي كه قلم از نوشتن آنها شرم دارد آقاي رئيس را مورد خطاب قرار دادند. باز هم آقاي رئيس كوتاه امدند. بعد از گذشتن نيم ساعت اتوبوس تعمير شد وراه افتاد و بالاخره پس از مدتي به پاركينك دانشگاه رسيد. دانشجويان با عجله كرايه خود را ميدادند و مي رفتند آقاي رئيس نيز دويست تومان از جيب مبارك درآورده وبه آقاي صد طلبد دادند. كه آقاي صد طلبد گفت: دويست وپنجاه تومان مي شود آقاي رئيس كه از گران شدن كرايه ها خبر نداشتند به دنبال پول خرد در جيبشان مي گشتند تا اينكه يك دويست توماني ديگر پيدا كردند وبه آقاي صد طلبد دادند آقاي صد طلبد كه پول خرد براي  پس دادن نداشت اين بار بر خلاف عادت ترم هاي پيشين به جاي اينكه بگويد صدطلبد گفت:صدو پنجاه طلبد.

به اميد بهتر شدن وضع سرويس ها

 

كميسيون سياسي انجمن اسلامي دانشجويي                                سردار


 

نوشته شده توسط سردار در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 23:13 موضوع طنز | لینک ثابت

اعلام حمايت مجدد بوش از اصلاح طلبان در آخرین روزها

«ما در منطقه امید زیادی به اصلاح طلبان و فعالا ن حقوق بشر داریم. ما از اصلاح طلبان، فعالان حقوق بشر، ناراضیان سیاسی، در سراسر منطقه حمایت می کنیم و با آنها همراهیم.» رئيس جمهور آمريکا که آخرين روزهاي دوران رياست جمهوري خود را سپري مي کند، در سخنراني خود در مرکز بروکينيگز که گمان مي رود آخرين سخنراني وي درباره مسائل خاورميانه باشد، بار دیگر ضمن تشریح سیاست های 8 ساله خود در قبال منطقه از اصلاح طلبان حمایت کرد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید محمدحسین در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 23:33 موضوع سیاسی | لینک ثابت

جبهه اصلاحات بررسی کند چرا نگاه دشمنان ملت به آنهاست؟

رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری درخصوص حمایت مجدد بوش از اصلاح طلبان، اظهار داشت: جبهه‌ی فروپاشیده‌ی اصلاحات بار دیگر به خود آیند و ببینند چرا نگاه دشمنان ملت به آنهاست، چه عامل و عواملی باعث امیدواری دشمن به آنها شده است و از راهی که رفته‌اند توبه کرده و از مردم عذرخواهی کنند.

دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی در گفتگو با رجانیوز، با بیان اینکه اظهارات بوش، واکنش و توجیهی برای شکست‌های خاورمیانه‌ای دولت وی بود، افزود: درواقع بوش می‌خواست به افکار عمومی امریکا و حامیان خارجی خود بگوید که او تلاش‌های خود را کرده است و علی‌رغم تلاش‌‌های بسیار، گرفتار رقیبی سرسخت به نام احمدی‌نژاد شده است. همچنین این سخنان نشانگر شرایط روحی وخیم او بود که نتوانست عصبانیت و خشم خود را از این رقیب پنهان کند.

وی در ادامه اظهار داشت: از همه مهمتر این بیانات حکایت از آن داشت که استراتژی امریکا که نقطه کانونی آن حول محور مقاومت یعنی ایران متمرکز بود، به شکست انجامیده و اینکه این موضوع از سوی آقای بوش عنوان شده است، خود اقرار به شکست است.

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری تحولات 2، 3 ساله اخیر در منطقه، را نشانه سیر نزولی قدرت ایالات متحده و رژیم صهیونیستی دانست و اضافه کرد: تحلیل‌گران بین‌المللی پس از فروکش کردن دامنه تنازعات و درگیری‌های مختلف از قبیل جنگ 33 روزه در لبنان، همواره در جریان علت‌یابی شکست‌های ممتد امریکا و رژیم صهیونیستی و رفتار هوشمندانه دیپلماتیک ایران و الهام‌بخشی ناشی از آن در جهان اسلام و دیگر نقاط دنیا اشاره می‌کردند. به ویژه در چالش هسته‌ای ایران، مشخص شد که سیاست مدبرانه دولت نهم توانسته است تهدید را به فرصت تبدیل نماید و به پیروزی‌های بزرگی دست‌ یابد.

وی همچنین خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگری که از همه‌ی مطالب گفته شده مهمتر به نظر می‌رسد حمایت‌های بی‌شرمانه و مداخله جویانه رئیس‌جمهور امریکا در امور داخلی ایران است. امریکایی‌ها که در جریان طرح خاورمیانه‌ای خود که متغیر اصلی در استراتژی خاورمیانه‌ای آنها را پس از ماجرای 11 سپتامبر شکل می‌داد، از دمکراسی‌سازی منطقه‌ای یاد می‌کردند و امروز از این طرح بجز فقر و فلاکت و کشتار در عراق و منطقه چیزی حاصل نیامده است، چگونه به خود اجازه می‌دهند که در امور کلان دیگر کشورها از جمله انتخابات آتی ایران دخالت کنند؟ البته تجربه نشان داده است که مردم آزاده کشورمان در چنین مقاطعی علیرغم خاص دشمن عمل می‌کنند و دشمنان را از امیدهای داخلی‌شان و عناصر امریکا زده مأیوس خواهند کرد.

این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد: نکته پایانی اینکه جبهه‌ی فروپاشیده‌ی اصلاحات بار دیگر به خود آیند و ببینند چرا نگاه دشمنان ملت به آنهاست، چه عامل و عواملی باعث امیدواری دشمن به آنها شده است و از راهی که رفته‌اند توبه کرده و از مردم عذرخواهی کنند. گرچه عرض کردم مردم راه خود را در چنین مواقعی پیدا می‌کنند و به وظیفه شرعی و ملی خود عمل می‌نمایند.


 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 23:8 موضوع سیاسی | لینک ثابت

بیانیه کمیسیون سیاسی انجمن اسلامی خمینی شهر

                       

                              بسم رب الشهدا ء والصدیقین

 با سلام بر حضرت محمد (صلی علیه وآله وسلم) و خاندان مطهرش (علیهم السلام)

ریاست جمهور مردمی جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد؛

عدالت میلی فطری است و ازگذشته های دور این میل در تمامی مردم و جوامع مختلف ریشه داشته است و انقلاب شکوهمند اسلامی کشور ما نیز در راستای این هدف الهی توسط مردم عدالت خواه ، به وقوع پیوست و سخنان ووصیت نامه ی بنیانگذار انقلاب بارها موید این موضوع بوده است و مقام معظم رهبری نیز چه در دوران ریاست جمهوری و چه در دوران رهبری بر اجرای صحیح عدالت تاکید داشته که متاسفانه دولتمردان ، در دوران گذشته نسبت به این توصیه که برخواسته از نیاز فطری مردم بود توجهی نداشتند .

اکنون  که سخنان جنابعالی در مجلس شورای اسلامی مبنی بر (بررسی مدرک و ثروت دولت مردان)بعد از انقلاب اسلامی که پیش،حین وپس از مسئولیت  چگونه  بوده است ،بار دیگر بارقه های امید را دردل مردم زنده کرده است و نظر به اینکه یکی از مهمترین شعارهای دولت نهم در انتخابات سوم تیر ماه 1384 عدالت محوری و مبارزه با فساد و تبعیض بود، حال چشم امید ملت بخصوص قشر دانشجو به حرکت انقلابی دیگری توسط دولت در ارایه لایحه و دستور پیگیری مصوبات مجلس است .

جناب آقای دکتر احمدی نژاد؛

نیل به این هدف عظیم کاری است سخت و دشوار و لیکن مطمئنیم که با استعانت از نیروی الهی ، یاری حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و با سعی ، تلاش و مجاهدتی که در شما سراغ داریم این راه برای شما هموار خواهد شد.

انجمن اسلامی دانشجویی وظیفه خود می داند که با تأسّی و پیروی از سخنان مقام معظم رهبری در حمایت خاص از دولت نهم، پا به عرصه نهاده و حمایت همه جانبه خود را از این اقدام انقلابی دولت اعلام نماید.

از خداوندمتعال توفیق خدمت روز افزون برای حضرت عالی و همکارانتان در دولت مردمی را خواستاریم

                                                  واسلام علی من اتبع الهدی

                                                   انجمن اسلامی دانشجویی

                                                        واحد خمینی شهر


 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 22:59 موضوع دانشجویی | لینک ثابت

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

 إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند [على عليه السّلام‏]

شان نزول آیه

از "عبد اللَّه بن عباس" چنين نقل شده: كه روزى در كنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پيامبر (صلي الله عليه و آله) حديث نقل مى‏كرد، ناگهان مردى كه عمامه‏اى بر سر داشت و صورت خود را پوشانيده بود نزديك آمد و هر مرتبه كه ابن عباس از پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) حديث نقل ميكرد او نيز با جمله" قال رسول اللَّه" حديث ديگرى از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نقل مى‏نمود. ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفى كند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم! هر كس مرا نمى‏شناسد بداند من ابوذر غفارى هستم با اين گوشهاى خودم از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم، و اگر دروغ مى‏گويم هر دو گوشم كر باد، و با اين چشمان خود اين جريان را ديدم و اگر دروغ مى‏گويم هر دو كور باد، كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: "على قائد البررة و قاتل الكفرة منصور من نصره مخذول من خذله‏"، على (عليه السلام) پيشواى نيكان است، و كشنده كافران، هر كس او را يارى‏كند، خدا ياريش خواهد كرد، و هر كس دست از ياريش بردارد، خدا دست از يارى او برخواهد داشت. سپس ابوذر اضافه كرد: اى مردم روزى از روزها با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در مسجد نماز مى‏خواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، ولى كسى چيزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضاى كمك كردم ولى كسى جواب مساعد به من نداد، در همين حال على (عليه السلام) كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد، پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه در حال نماز بود اين جريان را مشاهده كرد، هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت:" خداوندا برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع گردانى و كارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشايى تا مردم گفتارش را درك كنند، و نيز موسى درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزير و ياورش قرار دهى و بوسيله او نيرويش را زياد كنى و در كارهايش شريك سازى. خداوندا! من محمد پيامبر و برگزيده توام، سينه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على (عليه السلام) را وزير من گردان تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد". ابو ذر مى‏گويد: هنوز دعاى پيامبر (صلي الله عليه و آله) پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) گفت: بخوان، پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: چه بخوانم، گفت بخوان: "إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... عمّار ياسر مى‏گويد: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آيه بود كه رسول‏خداصلى الله عليه وآله فرمود: «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه».


 

نوشته شده توسط سردار در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 22:57 موضوع اجتماعی | لینک ثابت

عيد الله الاكبر

روايتى در مورد نصب امير المؤمنين(ع)به ولايت و قصه حارث بن نعمان كه صاحب تفسير المنار نقل كرده و سپس بر آن اشكالاتى ايراد نموده و در تفسير المنار از تفسير ثعلبى نقل مى‏كند كه گفته است: اين گفتار رسول الله(ص)همه جا و در همه بلاد منتشر شد، تا به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد،حارث بى درنگ شتر خود را سوار شد و شرفياب حضور رسول الله(ص)گرديد، و
آن حضرت آن موقع در ابطح بودند، حارث از شتر خود فرود آمده و بند بر پاى آن نهاد و نزديك‏شد، آنگاه روى به آن جناب نموده و در حالى كه آن حضرت در بين جمعى از اصحابش بودعرض كرد : يا محمد!تو از ناحيه پروردگارت به ما دستور دادى كه به وحدانيت خداوند ورسالت تو شهادت دهيم، ما نيز پذيرفتيم، آنگاه به ما گفتى چه و چه(و همه احكام را ذكركرد)و ما قبول كرديم، و اين همه اطاعت از ما تو را كفايت نكرد تا دو بازوى پسر عمت راكشيده و او را بر همه ما سرورى دادى، و گفتى: هر كه من مولاى اويم على مولاى او است،اينك آمده‏ام از تو بپرسم داستان سرورى پسر عمت از ناحيه خود تو است يا از ناحيه خداست؟.
رسول الله(ص)فرمود: سوگند به آن خدائى كه جز او معبودى نيست آن‏نيز مانند همه دستوراتم از ناحيه خداست، حارث بسوى مركب خود برگشت و در حالى كه‏مى‏گفت: بار الها اگر اين مطلب حق است و از ناحيه تو است سنگى از آسمان بر ما بباران، و ياعذابى دردناك بر ما نازل كن، هنوز به شتر خود نرسيده بود كه خداى تعالى او را هدف سنگ‏ريزه‏اى قرار داده بطورى كه از فرق سرش فرو رفت و از پائين تنش بيرون آمده و هلاكش‏ساخت، و در باره همين واقعه در سوره معارج اين دو آيه"سال سائل بعذاب واقع.للكافرين‏ليس له دافع" (41) را فرستاد


 

نوشته شده توسط سردار در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 ساعت 20:27 موضوع اجتماعی | لینک ثابت

JavaScri
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1
pt Codes